از وظیفه تا غریزه!

شاخص

 اگر به حكمت مندرج در عيد قربان توجه شود، خيلى از راه ها براى ما باز مي شود. در عيد قربان يك قدردانى بزرگ الهى نهفته است از پيامبر برگزيده‌ى حضرت حق، حضرت ابراهيم (عليه‌السّلام) كه آن روز ايثار كرد. بالاتر از ايثار جان، در مواردى ايثار عزيزان است. او در راه پروردگار، به دست خود عزيزى را قربان مي كرد؛ آن هم فرزند جوانى كه خداى متعال بعد از عمرى انتظار، در دوران پيرى به او داده بود؛ كه فرمود: «الحمد للَّه الّذى وهب لى على الكبر اسماعيل و اسحاق» . خداى متعال اين دو پسر را در دوران پيرى، لابد بعد از يك عمر انتظار و اشتياق، به اين پدر داده بود؛ اميد فرزند هم ديگر بعد از آن نداشت.

 حکمت امتحانات الهی

 امتحان الهى براى اين نيست كه خدا ما را بشناسد، ببيند ما در چه وزنى، در چه حدى هستيم؛ خود امتحان در حقيقت يك گام است به سوى مقصد. من و شما كه امتحان مي شويم، معنايش اين است كه اگر توانستيم از اين شدت و از اين محنت عبور كنيم، يك وضع جديدى، حيات جديدى، مرحله‌ى جديدى را به دست مى‌آوريم. در اين خصوص، يك ملت و يك شخص تفاوتى نمي كند.

مقام معظم رهبری

 تلنگر

 اسماعیل تو کیست؟

 ایام، ایام حج است و موسم، موسم ذبح اسماعیل

 ای حاجی! اسماعیل تو کیست؟ چیست؟

 نیازی نیست؟ کسی بداند، باید خود بدانی و خدایت

 ، اسماعیل تو ممکن است فرزندت نباشد، تنها پسرت نباشد، زنت، شویت، شغلت، شهرتت، شهوتت، قدرتت، موقعیتت، مقامت.....

 من نمی‌دانم، هر چه در چشم تو، جای اسماعیل را در چشم ابراهیم دارد،

 و اکنون که "آهنگ خدا" کرده‌ای در "منی" ذبح کن.

گوسفند را هم از آغاز تو خود انتخاب مکن، بگذار خدا انتخاب نماید، و

 آن را، بجای اسماعیلت، به تو ارزانی کند.

 اینچنین است ذبح گوسفند را، به عنوان قربانی، از تو می‌پذیرد،

 چرا که ذبح گوسفند بجای اسماعیل، "قربانی" و ذبح گوسفند به عنوان گوسفند، " قصابی" است!

 از ابراهیم تا حسین چقدر راه است؟!

 یوسف را از یعقوب جدا کردند ، درد فراق یوسف ، یعقوب را از پا درآورد و از گریه زیاد یعقوب کور شد . یعقوب یوسف را دوست داشت و به او عشق می ورزید ، پیامبر خدا بود ولی امتحان الهی سخت بود و طاقت فرسا . یوسف پادشاه مصر شد و خدا یوسف را به یعقوب برگرداند چشم یعقوب روشن شد ، خوشحال شد ، به وصال فرزندش رسیده بود .

 حسین علی اکبر را دوست می داشت وقتی به قد و بالایش نگاه می کرد جدش رسول الله(صلی الله علیه و آله) را بیاد می آورد . روز عاشورا جوانش راهی میدان شد با لبی تشنه ، حسین همه امیدش را به میدان فرستاد . وقتی علی اکبر از میدان برگشت لبانش خشکیده بود ، طلب آب کرد حسین زبان خشکیده اش را در دهان فرزند گذاشت و دوباره او را راهی میدان کرد . علی اکبر از حسین جدا شد و وقتی حسین چشمش به جوانش افتاد فرقش شکافته بود و آنقدر تیر و نیزه به او اصابت کرده بود که حسین نتوانست او را به خیمه بیاورد .

 اسماعیل تشنه بود ، بی تابی می کرد ،هاجر بدنبال آب برای طفلش ، بین صفا و مروه ، هفت بار رفت و برگشت ، اسماعیل از تشنگی پای کوچکش را بر خاک می خراشید به حالت تلظی افتاده بود یعنی از بی رمقی فقط می توانست دهانش را مانند ماهی از آب گرفته شده باز و بسته نماید ، چشمه آبی از زیر پای اسماعیل سرازیر شد هاجر طفلش را سیراب کرد ، هاجر آب نوشید و به طفلش شیر داد و خوشحال شد .

 علی اصغر روز عاشورا تشنه بود به تلظی افتاد ، حسین او را برداشت ،روی دست گرفت تا لشکریان یزید به بی گناهیش رحم کنند و سیرابش نمایند ، تیری سه شعبه گلوی اصغر را شکافت و بالای دست پدر سیراب شد . حسین دلش سوخت ، خون علی اصغر را به آسمان می پاشید .

 از این روست که حسین (علیه السلام) منزلتی بس رفیع نزد خدا دارد و خدا فرشتگانش را هم به عزای حسین می فرستد . حجم مصیبت حسین عظیم بود (و مصیبة ما اعظمها)و هیچ پیغمبری مانند حسین به مصیبت و سختی نیفتاد . خداوند ابراهیم را در ذبح اسماعیل امتحان کرد ولی در لحظه ای که ابراهیم کارد را بر گلوی اسماعیل گذاشت امتحان الهي به پايان رسيد و خداوند آن حضرت را از ذبح اسماعیل بازداشت و او را به ذبح اکبر وعده داد ولی علی اکبر حسین روی زانوی پدرش در حالی که صورت پدر بر صورت فرزند گذاشته شده بود و خون سر علی اکبر محاسن شریف و صورت امام حسین (علیه السلام) را خضاب می کرد جان داد . فرزندان حسین کوچک و بزرگ روزعاشورا ذبح شدند.

مفاتیح الجنان  اعمال روز عید قربان

 روز عيد قربان روز بسیار شريفي است و اعمال آن چند چيز است:

 اول: غسل است که در اين روز سنّت مؤکّد است و بعضي از علماء واجب دانسته‌اند.

دوم: نماز عيد است همانند عيد فطر . لکن در اين روز مستحب است که افطار بعد از نماز از گوشت قرباني شود.

سوم: خواندن دعاهايي وارد شده پيش از نماز عيد و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شايد بهترين دعاهاي اين روز دعاي چهل و هشتم صحيفه‌ي کامله باشد که اول آن اَلّلهُمّ هذا يُوْمٌ مُبارَکٌ است. پس آن را بخواند و دعاي چهل و ششم: يا مَنْ يَرْحَمُ مَنْ لا يَرْحَمُهُ الْعِبادُ را نيز بخواند.

چهارم: خواندن دعاي ندبه است که بعد از اين خواهد آمد .

پنجم: قرباني است که سنّت مؤکّد است.

ششم: خواندن تکبيرات است براي کسي که در مني باشد عقب پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عيد است و آخرش نماز صبح روز سيزدهم و کساني که در ساير شهرها هستند بخوانند عقب ده نماز از ظهر روز عيد تا صبح دوازدهم و تکبيرات موافق روايت صحيح در کافي اين است:

 اَللهُ اَکْبَرُ اَللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَ اللهُ اَکْبَرُ اَللهُ اَکْبَرُ و لِلّهِ الحَمْدُ اَللهُ اَکْبَرُ عَلي ما هَدينا اَللهُ اَکْبَرُ عَلي ما رَزَقَنا مِنّ بَهيمَهِ الاَنْعامِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلي ما اَبْلانا و مستحب است تکرار اين تکبيرات عقيب نمازها به قدر امکان و خواند بعد از نوافل

کرسی معرفت

فلسفه قرباني در حج چيست؟

قرباني كردن در واقع نوعي جهاد با نفس درجهت زدودن تعلقات و وابستگي هاي دنيايي و مادي و رهايي از زندان مال پرستي و دنياطلبي است. به قول حافظ:

 غلام همت آنم كه زير چرخ كبود زهر چه رنگ تعلق پذير آزاد

 بنابراين قرباني نمادي از قرباني كردن هواهاي نفساني و ذبح نفس اماره است . دستور خداوند به حضرت ابراهيم (ع) در مورد ذبح حضرت اسماعيل (ع) از احكامي است كه به اصطلاح صاحبان علم اصول؛ «مصلحت در نفس امر است , نه در متعلق آن»; يعني , خداوند نمي خواهد كه اهريمن ذبح شود; بلكه حكمت اين دستور آن است حضرت ابراهيم (ع) در پرتو اين عمل با سرسخت ترين و ريشه دارترين عامل تعلق نفس كه حب فرزند است مبارزه كند و با اطاعت از خدا, تعلق نفساني را ريشه كن سازد. از طرف ديگر, حضرت اسماعيل (ع) نيز با آماده شدن براي قرباني , با خودخواهي و حب نفس خود مبارزه مي كند و هر دو با تمام وجود الهي مي شوند. بنابراين دستور ياد شده , نقش تربيتي بزرگي در جهت رهايي از زندان نفس و تعلقات آن دو پيامبر (ع) داشته و مقام و منزلت آنان را نزد خداوند بالاتر برده است ; بدون آن كه عملاٌ اسماعيل كشته شود.

تو از کدامین دسته ای؟

 دسته وظیفه یا غریزه؟

عید قربان، عید پیروزی وظیفه بر غریزه است. مخلوقات خداوند سه دسته هستند:

1- گروهی كه فقط پیرو غریزه هستند، مانند: حیوانات .

2- گروهی كه فقط پیرو وظیفه هستند، مثل: ملائكه.

3- گروهی كه گاهی دنبال غریزه رفته و گاهی دنبال وظیفه می روند، مانند: انسان.

 هرگاه انسان بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار گرفت و غریزه را انتخاب كرد، به سوی حیوانات گرویده بلكه از حیوانات هم پست تر شده است، چون از عقل و فكر و رهنمودهای انبیا استفاده ننموده است (اولئك كالانعام بل هم اضل)(1) آنان، همچون چهارپایان بلكه گمراه ترند. همانا بدترین جنبنده ها نزد خداوند، انسان‌هایی هستند كه گویا كر و گنگ اند و حاضر به تعقل هم نیستند.(2) اما همین كه انسان در این دو راهی خطرناك وظیفه را انتخاب نمود و در خط ملائكه و پاكان قرار گرفت آن را عید می گیرد، مثلاً غریزه گرسنگی و تشنگی و شهوت انسان را به استفاده از آب و نان و به سوی همسر می كشاند، ولی وظیفه دستور می دهد كه در ماه رمضان خودداری كن، كسانی كه سی روز وظیفه را انتخاب كرده اند، روز عید فطر را باید عید بگیرند، زیرا وظیفه را بر غریزه ترجیح داده اند.

 غریزه فرزند دوستی به ابراهیم(ع) می گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نكن، اما وظیفه می گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضای خداوند و وظیفه را بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز كرد، لذا باید آن را عید بگیرد، اگر در حدیث می خوانیم: هر روز كه در آن معصیت خدا نشود، عید است(3)، به همین معنا است كه در برابر جاذبه های هوای نفس خط خدا قرار گرفته، هر گاه انسان بر سر خواسته همه شیطان های درونی و بیرونی پا می نهد آن روز را باید عید بگیرد

 آری، عید قربان، روز پیروزی عقل و وحی بر هوی و هوس است.

 

قربان چیست؟

 (قربان عبارت از كارهای نیكی است كه انسان بوسیله آن بخواهد خود را به رحمت خداوند نزدیك كند) بنابراین عمل نیكی كه انسان انجام دهد تا بدان وسیله خویشتن را به رحمت حق تعالی نزدیك سازد آن كار را قربان گویند؛ مانند فرمایش رسول اكرم(ص) كه فرمود: نماز موجب تقرب و نزدیكی هر پرهیزكار به رحمت پروردگار است.

 بدیهی است كه مراد از تقرب به خدای تعالی، قرابت زمانی و مكانی نیست چه بین خالق و مخلوق هیچگونه خویشاوندی وجود ندارد بلكه منظور آن است كه از راه طاعت و انجام كارهای شایسته می توان مشمول الطاف الهی قرار گرفت و به رحمت او نزدیك گردید. از جمله اعمالی كه حجاج در روز دهم ذی الحجه در سرزمین منا بعد از رمی جمره عقبه انجام می دهند كشتن شتر یا گاو و یا گوسفند و انفاق آن به مستحقین است تا به وسیله این عمل نیك به رحمت پروردگار نزدیك شوند كه آن را قربان گویند و در زبان فارسی (یاء نسبت) به آن ملحق شده و نامش را قربانی گذارده اند، بنابراین قربانی برای امتثال امر خداوند متعال و تقرب به سوی اوست.

چرا اضحی؟

 عید قربان را عید اضحی نیز می گویند و علت نامگذاری آن چنین است: اضحی جمع است از ماده (ضحی) كه به معنای ارتفاع روز و امتداد نور آفتاب می باشد و هنگامی كه خورشید بالا می آید (قبل از ظهر) و آن موقع را ضحی گویند، چنانچه در قرآن كریم آمده است: والشمس و ضحیها (قسم به خورشید و چاشتگاه آن). و چون حجاج موقع بالا آمدن آفتاب قربانی می كنند و قربانی را اضحیه یا ضحیه گویند بدین سبب روز دهم ذی الحجه را كه قبل از ظهر آن، عمل قربانی انجام می شود عید اضحی نیز گفته اند

 

تاریخ قربانی

 تاریخ قربانی بسیار قدیم است و از زمان حضرت آدم ابوالبشر(ع) معمول بوده و در ادیان گذشته نیز جزو مقررات دینی به شمار می آمده كه شمه ای از آن به اختصار بیان می شود:

 البته قربانی كردن یكی از اجزاء مهم بسیاری از دین های الهی در زمان انسان متمدن است ، چرا كه نفس قربانی كردن به درگاه خداوند، دلیل بر توبه ، اعتراف ، تقدیس، كفاره و شكر می باشد

 قربانی فرزندان آدم

 - قربانی فرزندان حضرت آدم(ع) كه نخستین قربانی در عالم بشمار می رود و در آیات30- 27 سوره مائده تصریح شده كه خلاصه شرح آن چنین است: دو پسر حضرت آدم به نام هابیل و قابیل به ترتیب شبانی (چوپانی) و كشاورزی می كردند و صاحب گوسفندان و آب و خاك فراوان بودند، حضرت آدم(ع) آنان را امر به قربانی در راه خدا كرد. هابیل یكی از بهترین شتران یا گوسفندان را برای قربانی در راه خدا اختصاص داد و قابیل دسته ای از گندم های پست و نامرغوب را جهت قربانی انتخاب كرد كه قربانی هابیل مقبول درگاه پروردگار گردید و قربانی قابیل به علت عدم اخلاص مردود گشت. قابیل به سبب قبول نشدن قربانی حسادت ورزید و آتش خشم و كینه اش زبانه كشید، نفس اهریمنی و شیطانی قابیل او را به كشتن برادر وادار كرد و هابیل را كشت و در دنیا و آخرت زیانكار گردید

مذبح نوح

 - حضرت نوح پیغمبر پس از طوفان، مذبحی ترتیب داد و حیوانات بسیاری در آنجا برای خدا قربانی كرد.

دو نوع قربانی قوم موسی

 - در زمان حضرت موسی(ع) به عقیده یهودیان دو نوع قربانی معمول بوده است:

الف- قربانی دموی

ب- قربانی غیر دموی

 در زبان فارسی هم كلمه قربان به معنی فدا شده و كشته شده در راه دوست استعمال می شود چنانچه به یكدیگر می‌گویند فدایت شوم و قربانت گردم.

 قربانی دموی بر 3 قسم به شرح زیر بوده

 - قربانی كه آن را به آتش می سوزاندند و جز پوست آن چیزی باقی نمی گذاردند.

 - قربانی كه برای جبران گناه تقدیم می كردند و قسمتی از آن را می سوزاندند و قسمت دیگر را برای كاهنان باقی می گذاشتند.

 - قربانی كه برای تندرستی انجام می دادند و در خوردن گوشت آن مختار بودند

قربانی غیر دموی: عبارت از رها كردن حیوان در بیابان‌ها بود و اعراب نیز از بنی اسرائیل تقلید كردند و به عنوان تقرب به بتان خود، حیوانات را در بیابان رها می كردند و اسلام این عادات نكوهیده را تحریم كرد و این همان قربانی است كه در آیه 103 سوره مائده به نام بحیره و سائبه نامیده شده است

اسرار و حكمت قربانی

فدا كردن مال و انفاق آن در راه خدا است

 

قربانی نفس

 كشتن حیوان اشاره به كشتن نفس اماره است و مرد خداشناس با شمشیر برنده عقل و ایمان، حیوان نفس را كه دائماً وی را به كارهای زشت وا می دارد مقتول سازد و خانه دل را از لوث نفس لئیم پاك گرداند و آن را در راه حق و پیشگاه محبوب قربانی كند و حج اكبر نماید كه اگر نفس اماره و خواهش های او كشته نشود و آرام نگیرد هرگاه تمام نعمت ها و ثروت‌های دنیوی در اختیارش باشد و زمین و آسمان را ببلعد باز هم سیر نمی شود و ندای هل من مزید دارد.

 کمک به اهل حجاز

 «مسئله قربانی در مكه را از چند نظر باید بررسی نمود

 - كمك رسانی به اهل حجاز یك اصل است. اگر از این سال ها كه حجاز كشوری وابسته و بازارش نمایشگاه اجناس شرق و غرب شده بگذریم، و به چند سال قبل برگردیم می بینیم كه مردم حجاز چندان راه درآمدی نداشته‌اند مكه شهر صنعتی و كشاورزی نیست، زمانی كه آیه منع ورود مشركان نازل شد عوام مكه ناراحت شدند كه نصف زائران، مشركان هستند و با منع ورود آنان، وضع اقتصادی ما به هم می خورد، لكن آیه نازل شد كه اگر از فقر می ترسید ما در آینده شما را بی نیاز می كنیم(5) این وعده خداوند باید محقق شود. یكی از راه‌های تحقق آن مسأله خرید قربانی است، صدها هزار زائر خانه، هر كدام كه یك گوسفند می خرند، گروه هائی به زندگی و نوا می‌رسند. در روایات ما مسأله كمك رسانی به مردم حجاز از طریق وسائل حمل و نقل و كرایه منازل و خرید هدایا و قربانی و داد و ستدهای زیادی كه در موسم حج می شود، یك اصل معرفی شده و روی آن سفارش شده است. گرچه امروز به دلیل وابستگی سران این كشور، مسأله به نحو دیگری درآمده كه هر چه ما كمتر از بازار آنجا خرید نمائیم، روح رسول خدا(ص) از ما راضی تر می شود.

چه باید کرد؟

 وقتی كه نبی مكرم اسلام(ص) با جمعی از مسلمانان به مدینه هجرت نمودند، اقتصاد مدینه در دست یهود بود. حضرت فوراً (در كنار تأسیس مسجد) به تأسیس بازاری كه مركز خرید و فروش مسلمانان باشد، اقدام فرمود و دستور داد كه مسلمانان اجناس را مستقیماً به این بازار وارد كرده، از این بازار صادر نمایند. به علاوه كالاهای مورد نیاز را حتی الامكان خودشان تولید كنند و در این بازار به معرض فروش درآورند آری مسئله كمك رسانی به مردم حجاز یك اصل است

قربانی و نشاط روان

 در روایات می خوانیم اولین قطره خون قربانی كه ریخت، خداوند گناهان صاحبش را می بخشد اوقاتی كه به خاطر تولد نوزاد یا ورود مسافر یا دفع بلا، در منزل، گوسفند ذبح می شود (با این كه گوسفند كوچك و در خانه ساده ایست) در روح و روان و حركت اهل خانه شور و نشاطی پدید می آید.

کمک به مستمند حتی با شنیدن زخم زبانش

 - سیر كردن گرسنه ها- یكی از اسرار قربانی سیر كردن گرسنه ها است (بگذریم كه در این سال ها در حجاز گوسفند كم است، ولی نباید نظر قانون به یك زمان و یك مكان و یا شرایط خاص باشد). قرآن در این باره می‌فرماید: «فكلوا منها واطعمواالقانع والمعتر»(9) از گوشت‌هایی كه قربانی می كنید هم خودتان میل نمائید، هم به قانع و معتر بدهید. قانع، فقیری است كه به آنچه می گیرد، قانع است. معتر، فقیری است كه علاوه بر تقاضای كمك اعتراض هم می كند. چه زیباست كه هم استفاده خود حجاج و هم اطعام دیگران را كنار هم مطرح كرده است و اطعام شوندگان را با یك چشم (خواه افراد قانعی كه به هنگام اطعام دعا می كنند و شاد می شوند و خواه كسانی كه زخم زبان زده و اعتراض می نمایند) و این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است كه سفارش به خود را فراموش كنید نه دیگران را و در تقسیم گوشت و اطعام، پای بند تملق یا دعا و تواضع فقیر نباشید؛ او را سیر كنید، گر

چه با شنیدن زخم زبان باشد

دماسنج تقوا

 هدف اصلی در مسأله قربانی، رسیدن به مقام عالی تقوا است. قرآن در این زمینه می فرماید: این قربانیان كه زائران خانه خدا به هنگام توقف در منا ذبح می كنند، گوشت یا خون آنها به خدا نمی رسد، بلكه هدف از قربانی، شكوفا شدن روح ایثار و نشان دادن مقدار عشق و قرب به خدا و تقوا است.

ذبج عظیم کیست؟

 از جمله تفسیرهاى آیه «و فدینـه بذبح عظیم » ، این است كه گفته اند: منظور از «ذبح عظیم » ، حضرت سیدالشهدا(علیه السلام ) است . به توضیح این مطلب می پردازیم:

 تنها تعداد انگشت شمارى از مفسران به تفسیر یاد شده اشاره كرده اند . منشأ این تفسیر ، روایتى است كه مرحوم صدوق (ره) در كتاب خصال نقل مى كند كه پیش از بیان پاسخ آن را بیان مى كنیم :

 «هنگامى كه خداوند ، گوسفندى را به جاى ذبح اسماعیل ، براى حضرت ابراهیم (علیه السلام ) فرستاد ، حضرت درخواست كرد كه فرزندش را ذبح كند ، تا با تحمل غم و اندوه دل پدرى كه به دست خویشتن ، فرزندش را ذبح كرده است درجاتش بالا رود . خداوند از او پرسید: محبوب ترین مخلوقاتم نزد تو كیست ؟» پاسخ داد: «محبوب تر از حبیبت محمد(صلی الله علیه و آله ) نیافریدى .» فرمود: «نزد تو ، او محبوب تر است یا خودت ؟» گفت : او ، فرمود: «فرزند او نزد تو محبوت تر است یا فرزند خودت ؟» گفت : «فرزند او» فرمود: «این كه فرزند او را دشمنانش از روى ستم ذبح كردند ، تو را بیشتر اندوهگین مى سازد یا این كه فرزندت را به دست خود ذبح كنى ؟» گفت : «پروردگارا ! ذبح او به دست دشمنانش دلم را اندوهگین كرد .» فرمود: «اى ابراهیم ! شخصى از امت محمّد ، فرزندش حسین را بعد از او ، از روى ظلم همچون گوسفند ذبح مى كند و با این كار گرفتار غضب من مى شود .» دل ابراهیم اندوهگین شد و ناله و گریه سر داد .

 وحى آمد كه اى ابراهیم ! ناله ات را پذیرفتم و آن را جایگزین ناله و زارى براى فرزندت ـ اگر او را ذبح مى كردى ـ كردم و برایت درجات اهل ثواب بر مصیبت ها را واجب كردم و این همان قول خداوند است كه فرمود: «و فدینـهُ بذبح عظیم .» (صافات، 107)